نقد امپراتوری نور: قصیده ای کم رنگ برای فیلم ها


مایکل وارد و اولیویا کولمن به آتش بازی در امپراتوری نور نگاه می کنند.

امپراتوری نور از لحاظ بصری خیره کننده و درامی ناسازگار است که هرگز به درستی نمی فهمد که می خواهد چه باشد.

طرفداران

  • فیلمبرداری چشم نواز راجر دیکینز

  • اجرای اولیویا کولمن

  • اجرای ش،ت مایکل وارد

منفی

  • فیلمنامه ای پراکنده موضوعی

  • سرعت بیش از حد ضعیف

  • پایان ناامید کننده

در آستانه انتشار آن، امپراتوری نور به ،وان نامه‌ای عاشقانه به فیلم‌هایی که به م،ای واقعی کلمه در سینمای ،یسی به تدریج رو به زوال می‌گذرد، به بازار عرضه شده است. با این حال، ،، که وارد فیلم می‌شوند و انتظار برگزاری جشنی از فیلم‌ها را دارند، احتمالاً آن را در حال خاراندن یا از همه بدتر، خمیازه کشیدن رها می‌کنند.

مانند هر فیلمی که کارگردان سام مندز با فیلمبردار راجر دیکینز ساخته است، این فیلم شامل برخی از دقیق‌ترین و هنرمندانه‌ترین تصاویری است که احتمالاً امسال یا هر سال دیگر روی پرده خواهید دید. دیکینز در طول زندگی حرفه‌ای‌اش آنقدر حرفه‌اش را تقویت کرده است که شروع به تولید تصاویر باورن،ی و الهام‌بخش کرده است. برخلاف بسیاری از فیلم‌هایی که امروزه تولید می‌شوند، حتی یک فریم هم وجود ندارد امپراتوری نور که می تواند مورد انتقاد بصری یا زیر سوال بردن قرار گیرد.

این را نمی توان در مورد فیلمنامه ای که مندز به تنهایی نوشت، گفت. این فیلم ایده های زیادی را در مدت زمان 113 دقیقه ای خود گنجانده است که هیچ یک از آنها به طور منسجمی با تأثیر قابل توجهی مواجه نمی شوند. حتی محیط سینمای آن، که تمرکز اصلی کمپین بازاریابی فیلم بوده است، به نظر می‌رسد یک فکر بعدی است که هرگز آن‌طور که می‌توانست به طور واقعی مورد بررسی قرار نگرفته است. اگر این باعث می شود که به نظر برسد امپراتوری نور واقعاً جشنی برای فیلم ها نیست، به این دلیل است که اینطور نیست. مشکل این است که واقعاً چیز دیگری هم نیست.

اولیویا کولمن در یک باجه بلیط در امپراتوری نور ایستاده است.
با حسن نیت ارائه شده از Searchlight Pictures

فیلم به سادگی شروع می‌شود و هیلاری اسمال (اولیویا کولمن) سینمای کنار دریا را آماده می‌کند که در آنجا برای یک روز کاری دیگر کار می‌کند. در طول دقایق افتتاحیه، امپراتوری نور به تدریج اطلاعات بیشتری در مورد مدیر تئاتر کولمن نشان می دهد، از جمله احساس بی حسی از ناراحتی که او به طور روزانه احساس می کند، قرص هایی که به او دستور داده شده هر روز بخورد، و رابطه ، که با رئیسش، آقای الیس (کالین فرث) دارد. هیلاری را تحت فشار قرار می دهد تا هر زمان که در دفتر او با هم تنها هستند، به پیشرفت های ، خود رضایت دهد. به عبارت دیگر، زندگی هیلاری به دور از خوشبختی است امپراتوری نور آغاز می شود.

با این حال، روزهای او به طور قابل توجهی جالب‌تر می‌شوند، اما پس از اینکه او رابطه‌ای غیرمنتظره با آ،ین کارمند سینما، استفن (مایکل وارد) پیدا می‌کند. رابطه او با استفن حس جدیدی از شور و اشتیاق را در زندگی هیلاری به ارمغان می آورد، اما اعتقاد او به اینکه تنها چیزی که برای رفع مشکلاتش به آن نیاز داشت کمی عاشقانه بود، شخصیت ناامید کولمن را در مسیری ناگزیر غم انگیز قرار می دهد. سفری که او و استیون در نهایت با هم می‌روند پر از چرخش‌های دل،اش و افشاگری‌های غافلگیرکننده است، اما در نهایت ربطی به تئاتری که در آن کار می‌کنند ندارد.

این واقعیت باعث می شود امپراتوری نورحواشی متعدد در روند ساخت فیلم – که ا،ر آنها توسط پروژکتوری به نام نورمن (توبی جونز) صداپیشگی می‌کنند – احساس می‌کنند در داست، که فایده چند، برای آن‌ها ندارد، پاپوش شده‌اند. در حالی که ناتو، فیلم در ادغام موثر افکارش در مورد سینما در داستانش تنها مشکلش نیست، با این وجود در نهایت توجه بیشتری به این موضوع می‌کند که چقدر بی‌ربط و نامنسجم است. امپراتوری نور احساس می کند. حتی زم، که فیلم در حال بررسی ایده‌ها و لحظاتی است که واقعاً جذاب هستند، فرار از این احساس غیرممکن است. امپراتوری نور سه فیلم مختلف است که به طور ناسازگاری با هم ش،ته شده اند.

مایکل وارد بین دو ردیف درخت در امپراتوری نور ایستاده است.
با حسن نیت ارائه شده از Searchlight Pictures

این کمکی نمی کند که رابطه مرکزی بین استفن و هیلاری که در سراسر جهان رشد می کند امپراتوری نور چیزی است که نه تنها به طرز تکان دهنده ای کلیشه ای به نظر می رسد، بلکه کم عمق و نازک کشیده شده است. از جمله گناهان بسیار فیلم، لحظاتی است که استفن، مرد جوان سیاه پوستی که مجبور است دائماً با تبعیض روبرو شود، باید به م،ای واقعی کلمه به هیلاری در مورد شیوع نژادپرستی در جامعه بریت،ا در دهه 1980 آموزش دهید. مثل خیلی از فیلم ها، امپراتوری نور همچنین نمی تواند با نژادپرستی که رنگین پوست اصلی اش با آن مواجه است، دست و پنجه نرم کند، بدون اینکه احساس کند نیازی به وارد ، آسیب فیزیکی به او دارد.

امپراتوری نورتلاش او برای برخورد عمیق با مشکلاتی که هیلاری و استفن با آن روبرو هستند، با توجه به اجرای تکان دهنده و متعهدانه ای که کولمن و وارد ارائه می کنند، به ویژه ناامید کننده است. کولمن، به ،ه خود، همان وحشی گری و دلش،تگی آرام را برای بازی خود در اینجا به ارمغان می آورد که در چندین فیلم گذشته – ی،ی: مورد علاقه و دختر گمشده. در همین حال، وارد یکی از برجسته‌ترین اجراهای سال را به ،وان استفن اجرا می‌کند، مرد جو، که کنجکاوی و مهرب،‌اش او را به جالب‌ترین و زنده‌ترین چهره معرفی شده تبدیل می‌کند. امپراتوری نور.

بازی‌های کولمن و وارد، و همچنین فیلمبرداری جذاب دیکینز، چیزهای زیادی را به ارمغان می‌آورد. امپراتوری نور. با این حال، مشارکت آنها برای منحرف ، توجه از سرعت غیرقابل تحمل فیلم و فیلمنامه اغلب خسته کننده کافی نیست. بیرون آمدن از فیلم جنگی عالی 1917مندز که به‌،وان یکی از سرراست‌ترین فیلم‌های او تا به امروز شناخته می‌شود، با درام دوره‌ای بازگشته است که نمی‌تواند ارزش واقعی را در مورد موضوعاتی که معرفی می‌کند، از جمله فیلم‌های قدرتمندی که باید برای تغییر و غنی‌تر ، زندگی یک نفر بیان کند، بیان کند. این یک نامه عاشقانه سینمایی است که به نظر نمی رسد کلمات من، را پیدا کند.

امپراتوری نور اکنون در سینماها بازی می کند.

توصیه های سردبیران







منبع: https://www.di،altrends.com/movies/empire-of-light-review/